دوشنبه 30 اردیبهشت 1398

بنیاد نخبگان استانها

بنیاد نخبگان استانها

سامانه ها

با هدف معرفی سرآمدان:
آیین نکوداشت پروفسور محمد لگن­هاوزن برگزار شد

آیین نکوداشت علمی پروفسور محمد لگنهاوزن با حضور اندیشمندان داخلی و خارجی و با مشارکت  بنیاد نخبگان استان قم  و دفتر تکریم و الگوسازی از نخبگان بنیاد ملی نخبگان صبح امروز پنجشنبه 29 فروردین ماه 1398 در سالن همایش‌های مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) برگزار شد.

در این آیین نکوداشت حضرت آیت‌الله محمدتقی مصباح یزدی رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) و آیت‌الله علی‌اکبر رشاد، رییس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی حجت‌الاسلام هادی صادقی معاون رییس قوه قضائیه، دکتر غلامرضا اعوانی، دکتر محمد محمدرضایی، دکتر ابوالفضل ساجدی، ابعاد شخصیتی پرفسور لگنهاوزن را بیان داشتند.

بنیاد ملی نخبگان، جامعه‌المصطفی‌العالمیه، مرکز پژوهش‌های صدرا، مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه، دانشگاه ادیان و مذاهب، کانون اندیشه جوان و همچنین دانشگاه مفید از نهادهای همکار در برگزاری آیین نکوداشت علمی پروفسور محمد لگنهاوزن بودند.

گفتنی است، پروفسور محمد لگنهاوزن، در خانواده‌ای مسیحی کاتولیک متولد شد و در سال ۱۹۷۴ در دانشگاه ایالت نیویورک در آوبنه (مرکز اداری و دانشگاهی ایالت نیویورک) مشغول تحصیل شد.

وی برای تحصیل در مقطع فوق‌لیسانس در دانشگاه لاس پذیرفته و در سال ۱۹۷۹ موفق به اخذ مدرک کارشناسی ارشد از این دانشگاه شد؛ لگنهاوزن ده سال نیز در دانشگاه تگزاس‌ جنوبی تدریس کرد و در همین دوران بر اثر آشنایی با دانشجویان مسلمان به اسلام گرایش پیدا کرد.

لگنهاوزن  به دعوت انجمن حکمت و فلسفه به ایران مسافرت کرد و به تدریس اشتغال یافت؛ او از سال 1993 تا کنون در دانشگاه باقرالعلوم(ع) و مؤسسه امام خمینی(ره) در حال تدریس است وی همچنین سابقه تدریس در دانشگاه تربیت مدرس و مفید را نیز دارد.

لازم به ذکر است در پایان این مراسم ضمن رونمایی از مجموعه مقالات با محوریت پروفسور لگنهاوزن از مقام علمی ایشان با حضور آیت الله مصباح یزدی و دکتر شاه رضایی مدیرکل دفتر تکریم و الگو سازی از نخبگان و تنی چند از مقامات  تجلیل به عمل آمد و ارج نامه بنیاد ملی نخبگان تقدیم ایشان شد.

دکتر محمد رضایی رییس بنیاد نخبگان استان قم در مراسم نکوداشت پرفسور لگنهاوزن بیان داشت:   یکی از برنامه­ای فرهنگی بنیاد ملی نخبگان بر اساس سند راهبردی ارایه دستاورهای فعالیت های نخبگانی با هدف ایجاد امید و انگیزه  و نیز معرفی مهارت های آنان به مستعدان جوان می باشد.

وی ادامه داد: نکوداشت پرفسور لگنهاوزن که یکی از افراد تاثیر گذار  فلسفه دین شیعی  در ابعاد جهانی می باشد فرصت و امکان انجام فعالیت های کلان در کشور را برای اجتماعات نخبگانی فراهم می کند.

محمد رضایی در ادامه به دو واژه فلسفه و دین از فلسفه دین اشاره کرده و گفت: فلسفه، تاریخی به بلندای انسان دارد اما آنچه مکتوب شده تاریخ آن به 2500 سال قبل بر می­گردد تمام این جریانات و تفکرات که پاسخ­هایی در باب مسایل اساسی انسان و رابطه آن با جهان و خدا می­باشند به لحاظ تقسیم کلی به دو دسته الهی و غیر الهی تقسیم می­شوند. هر کدام این بحث­های خاص فلسفی می­توانند در باب دین و مسایل اساسی آن به تامل فلسفی و عقلی بپردازند.

اما آنچه در واقع بعد از رنسانس در جهان غرب، رخ نمود جریان غالب تفکر فلسفی نظیر تجربه گرایی، پوزیتیویسم و پوزیتیویسم منطقی و فلسفه­های تحلیلی و فلسفه کانت در حوزه عقل نظری و آگزیستانسیالیست­ها بر آن بودند که آموزهای دین مورد ارزیابی و سنجش عقلانی قرار نمی­گیرد.

اما تعریف دین در فلسفه دین: برخی گفته­اند که منظور ما در فلسفه دین مسیحیت است. البته این دین می­توانند متفاوت باشد مثلاً اسلام. از این رو، ما می­توانیم از فلسفه دین اسلامی نیز صحبت کنیم. و به تعبیری فلسفه دین­های متفاوتی می­توانیم داشته باشیم، یعنی با هر نگرش فلسفی می­توان دین مورد نظر را اعم از اسلام و مسیحیت و... مورد تحلیل قرار داد. از طرف دیگر فرهنگ غالب در حوزه مسیحیت، ایمان گرایی و رازوارگی اصول اساسی مسیحیت نظیر تثلیث، الوهیت و تجسد عیسی مسیح. گناه ذاتی انسان و عشاء ربانی می­باشد. تعابیر بزرگان مسیحیت حکایت از آن دارد که بین دین و تفکر عقلانی و فلسفی ناسازگاری وجود دارد. برای مثال پولس حواری عیسی مسیح در کتاب مقدس رساله پولس به کولیسیان می­گوید که با خبر باشید که" کسی شما را به فلسفه و مکر باطل نرباید." در این تعبیر فلسفه که نماد عقل گرایی است در کنار مکر باطل قرار گرفته است.

و یا تعبیر ترتولیان(160-220)از پدران کلیسای اولیه می­گوید:" آتن را با اورشلیم چه کار: آکادمی را با کلیسا چه کار." روشن است که آتن و آکادمی نماد تعقل و فلسفه و علم و اورشلیم، نماد دین و کلیسا است. از این رو، این دیدگاه، به جدایی تفکر عقلی از دین مسیحیت دامن زد.

بنابراین در این بستر تاریخی و فرهنگی که از یک طرف، آموزهای دینی، خود را غیر عقلانی می­دانند و از طرف دیگر تفکرات فلسفی خود را مخالف تفکر دینی جلوه می­دادند، فلسفه دین در جهان غرب شکل گرفت.

بر اساس همین ویژگی است که جان هیک، فیلسوف  دین معاصر در توضیح فلسفه دین می­گوید: فلسفه دین تفکر فلسفی در باب دین است. اما برای توضیح بیشتر سه ویژگی مطرح می­کند:

  • 1-فلسفه دین، وسیله­ای برای آموزش دین نیست.
  • 2-فلسفه دین شاخه­ای از الهیات نیست، بلکه شعبه­ای از فلسفه است.
  • 3-فلسفه دین دانش ثانویه و مع الواسطه است و از موضوع تحقیق خود مستقل است.

یعنی فلسفه دین که تفکر عقلانی است از موضوع تحقیق خود که دین باشد مستقل است مثل فلسفه هنر و فلسفه فیزیک است.

این دیدگاه در باب فلسفه دین وارد کشور ما شده است و تاثیر خود را بر جای گذاشته و دانشگاه­های ما چنین رویکردی را در باب فلسفه دین پذیرفته­اند. از این رو، اگر کسی فلسفه دین را با گرایش اثباتی بنگارد یا مطرح نماید، یعنی اگر  فیلسوفی آموزه­های اساسی دین را بر اساس تفکر عقلانی اثبا ت کند، می­گویند از حوزه فلسفه دین خارج شده است و این کلام است نه فلسفه دین.

ما باید بگوییم که دین اسلام یک دین عقلانی است و تفکر عقلانی و فلسفی در ذات آن نهفته است؛ به گونه­ای که عقل بعنوان یک منبع شناخت از منابع دین است و رسول باطنی خطاب شده و اگر تعارضی بین عقل و نقل پیش آید عقل مقدم است و به تعبیر علامه بزرگوار طباطبایی در حوزه اسلام تفکر عقلانی و فلسفی و تفکر دینی دو تعبیر از یک واقعیت هستند.

اگر تفکر اسلامی، همان تفکر عقلانی و فلسفی است، در آن صورت ویژگی­های جان هیک برای فلسفه دین درست نیست. زیرا ذات دین تفکر عقلانی است که اگر آن را تبیین کنیم همان تفکر عقلانی در باب آموزه­های دین می­شود. در آن صورت وسیله­ای برای آموزش دین است و هم شاخه­ای از الهیات می­شود. زیرا که الهیات و فلسفه ما یکی است که همان تفکر عقلانی و فلسفی در باب آموزه­های دین است و هم فلسفه دین که تفکر عقلانی است از موضوع تحقیق خود مستقل نیست. زیرا هم فلسفه، تفکر عقلانی است و هم دین. تفکر عقلانی. و تفکر عقلانی با تفکر عقلانی تفاوتی ندارد و فلسفه دین در بخش اثباتی آن همان حکمت متعالیه، خودمان است. بنابراین، فلسفه دین ریشه در فرهنگ خودمان داشته است.

اما اسلام با تفکر شیعی این قابلیت را دارد که در قالب تفکر عقلانی و فلسفی خود را به جهان معرفی کند و با توجه به جهانی بودن این دین راه و فرصت مناسبی است برای معرفی اسلام که یک دین عقلانی و جهانی است مگر قرآن نمی­گوید:

نَّا أَنْزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ﴿ یوسف/۲

ما آن را قرآنى عربى نازل كرديم باشد كه بينديشيد

إِنَّ شَرَّ الدَّوَابِّ عِنْدَ اللَّهِ الصُّمُّ الْبُكْمُ الَّذِينَ لَا يَعْقِلُونَ ﴿انفعال/ ۲۲

قطعا بدترين جنبندگان نزد خدا كران و لالانى‏ اند كه نمى‏ انديشند

وَمَا أَرْسَلْنَاكَ إِلَّا كَافَّةً لِلنَّاسِ بَشِيرًا وَنَذِيرًا وَلَكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لَا يَعْلَمُونَ ﴿سبا/۲۸﴾

و ما تو را جز [به سمت] بشارتگر و هشداردهنده براى تمام مردم نفرستاديم ليكن بيشتر مردم نمى‏ دانند

امید آن روز که اساتید و فرهیختگان ما علوم وارداتی را مورد نقد و بررسی قرار داده و سپس ایده پردازی نمایند.

تاریخ انتشار : 1398/02/02
کد : 162
تعداد بازدید: 109

               تمامی حقوق متعلق به این سایت برای بنیاد ملی نخبگان محفوظ می باشد
آدرس: خیابان آزادی- بین خیابان نواب و رودکی- جنب کوچه طاهرنیا- پلاک 209 تلفن: 63478000 - 09601